الملا فتح الله الكاشاني
310
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
سخط ربانى و رسيدن بدرجات رضاى سبحانى از ابى جعفر ( ع ) مرويست كه ان المعنى بالاية امير المؤمنين * ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه ) * و هر كه فرمان برد خداى را در فرايض و احكام * ( وَرَسُولَه ) * و فرستادهء او را در هر چه فرمايد و از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه هر كه اطاعت خدا كند در فرايض و اطاعت رسول او در سنن * ( وَيَخْشَ اللَّه ) * و بترسد از عذاب خدا بر گناهان گذشته * ( وَيَتَّقْه ) * و بپرهيزد از خشم او و معصيت نكند در زمان آينده و يا بترسد از عقاب او در ترك او امر و ارتكاب نواهى او و بپرهيزد از عذاب او بامتثال او امر و اجتناب نواهى او * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه كه متصفند به اين صفت و متسم به اين سمت * ( هُمُ الْفائِزُونَ ) * ايشانند فوز يافتگان بنعيم مقيم و در كشاف آورده كه يكى از ملوك از علماى زمان خود طلب آيتى كرد كه عمل بدان كافى باشد و محتاج بآيات ديگر نشود ايشان بدين آيه اتفاق كردند چه حصول فوز و فلاح جز بفرمانبردارى و خشية و تقوى مقدور نيست مرويست كه چون پيغمبر ( ص ) بيان كراهت ايشان كرد به حكم و امر خدا و رسول ايشان انكار آن كردند و به جهت رفع تهمت از خود گفتند ( و اللَّه لو امرتنا بالخروج من ديارنا و اموالنا لفعلنا ) به خدا سوگند كه اگر ما را امر كنى به بيرون رفتن از منازل و اموال خود ما انقياد امر كرده همه ديار و اموال خود را بگذاريم و فرار بر قرار اختيار نمائيم حقتعالى تكذيب ايشان كرده فرمود وَأَقْسَمُوا بِاللَّه و سوگند خوردند منافقان به خدا جَهْدَ أَيْمانِهِمْ سختترين سوگند آن خود اين مفعول فعل محذوفست و تقديرش اينكه يجهدون الايمان جهدا پس حذف فعل شده و مصدر مضاف بمفعول در مقام او واقع گشته كقوله ضرب الرقاب و اين مصدر در حكم حال است كانه قيل جاهدين ايمانهم يعنى سوگند خوردند در حالتى كه جد و جهد نمايندگان بودند در سوگندان خود مراد آنست كه بغلاظ و شداد تمام سوگند ياد كردند كه در طريق فرمانبردارى چنان ثابت قدمند كه بلا شبهه لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ اگر فرمايى ايشان را به بيرون آمدن از ديار و اموال خود و همهء آن را واگذاشتن و متوجه جهاد شدن لَيَخْرُجُنَّ هر آينه بيرون آيند و لحظهء توقف نكنند اين جواب اقسموا است بر سبيل حكايت قُلْ بگو اى محمد ( ص ) بايشان كه لا تُقْسِمُوا سوگند مخوريد بدروغ طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ خبر مبتداء محذوفست اى المطلوب منكم طاعة معرفة لا يشك فيه و لا يرتاب كطاعة الخلص من المؤمنين الذين طابق باطن امرهم ظاهرهم لا اليمين على الطاعة النفاقية المنكرة يعنى مطلوب از شما فرمان برداريست شناخته و دانسته شده باخلاص و صدق نيت كه اصلا مشوب نباشد بشائبهء شك و ريب مانند فرمانبردارى مؤمنان مخلص كه باطن ايشان مطابق ظاهر ايشان است نه سوگند